عبدالله مستوفى
636
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
تغييراتى حاصل شده ، و شيخ خانه بردوشى پدران را كنار گذاشته ، و براى خود قصر و دم دستگاهى راه انداخته ، و مثل امام مسقط و شيخ كويت . . . اين آقا شيخ هم ، لقب شيخ محمره را براى خود اتخاذ كرده بود . شيخ خزعل شيخ خزعل كه آخرين شيوخ عربستان ايران بشمار مىآيد بعد از آنكه در 1314 قمرى ، غفلتا بر سر برادر خود ، شيخ مزعل ، كه بعد از شيخ جابر پدرش ، شيخ محمره بود ، ريخته و او را با عدهاى از بزرگان و كس و كار آنها بقتل آورد ، توانست خود را شيخ محمره كند ، و بعدا فرمان اين شيخوخت را نيز ، از دربار مظفر الدين شاه بگيرد . روابط اين شيخ با مركز عاقلانه ، و براى صدر اعظمها هديههائى ميفرستاد ، و در مقابل بمناصب و امتيازات دولتى ، از قبيل لقب نصرت الملكى و نشان شير و خورشيد و از اين قماش زنگ و زنجيرها و بند و بساطها ، نايل ميآمد ، و با مركز بيشتر از اسلافش رابطه پيدا كرده ، و با يكى از شاهزادهها ، حاجى سيف الدوله نوادهء فتحعليشاه ، هم وصلت نموده ، دختر او را به خانه آورده بود ، ولى ماليات ، همان ماليات قديمى ، و از اين حيثها ، تفاوتى در كار نيامده بود . دولت هم كه ضعف و بيچارگى خود را در مقابل او ميديد ، به همين اندازه ، كه براى وصول اين بيست سى هزار تومان ، مخمصه و عذابى نداشته ، و حاجى رئيس التجار ، پيشكار شيخ حساب مالياتى را با حاكم عربستان بىسروصدا وامىبندد ، قانع بود ، و ضمنا از هداياى شيخ هم ، كه مثلا در شب عيد نوروز و نظاير آن بشاه و صدراعظم ميرسيد ، خود را خوشدل مينمود . بىبندوبارى دورهء مظفر الدين شاه ، و اعطاى امتياز نفت جنوب بدارسى انگليسى و زياد شدن سروكار انگليس باعمال محلى ، موجب ترقى مقام اين آقا شيخ شد . از يكطرف دولت ايران چون حفظ انتظامات و اموال كمپانى دارسى را تعهد كرده ، و بايد لوازم كار و آذوقهء عمله و رفاه سرعمله و مهندسين و ادارات تابعهء آنها را فراهم كند ، ناگزير بود كه از شيخ خزعل بيشتر ملاحظه ، و او را در دست داشته باشد ، و از طرف ديگر ، انگليسها كه شيخ را داراى قدرت و تسلطى در ناحيهء عمل خود ميديدند ، بيشتر او را روبخود ميكردند ، و بالش استقلال زير سر او را نرمتر از زير سر پدر و برادرش مينمودند . شيخ خزعل ، ديگر مثل اسلاف خود ، شيخ بيابانگرد و رئيس عشاير لوت و عور خوزستان نبود بلكه خود را ، مانند چندين نفر از اين اميرهاى نيمهمستقل خليجفارس كه بسعى و اهتمام انگليسها برضد حكومت عثمانى تراشيده شده بودند ميدانست . براى خود دستهء موزيك نظامى و عدهء كافى مردان مسلح تدارك ديده ، دستگاه مفصلترى بهمزده بود . محصول نخلستانهاى خود را ، به قيمت خوب بانگليسها ميفروخت . و اسلحه و لوازم از آنها ميگرفت ، و كمكم بواسطهء همين نفوذ معنوى ، رشتهء تجارت خوزستان را هم در دست گرفته ، از اين راه نيز ، فوائد بيشمار ميبرد . املاك خود را آبادتر ميكرد و در بصره روبروى محمره هم نخلستانهاى زيادى بهم زده ، و ثروتش روزافزون زياد ميشد .